تبلیغات
alizadehv.ir - کوثر گرافیک - مطالب دلنوشته
 
 
   
 
 
شنبه 17 اسفند 1392 ساعت 10:20 ب.ظ | | نوشته ‌شده توسط : کوثر گرافیک | ( نظرات )
نمی دانم از کجای راهیان نور باید بگم ! از فکه ، از هویزه ، از دوکوهه ، از دهلاویه ، از اروند کنار ، از طلای ناب (طلائیه) ، از بهشت شلمچه، واقعا نمیدانم! اما این را می دانم که می خواهم خلوت کنم خلوتی از جنس با شهدا بودن ، از جنس پاکی ، از جنس معنویت تا شاید پاک شوم و بتوانم کمی از تعلقات دنیوی دور شم.

آری می خواهم راهی کربلای ایران بشم همونجایی که می شود عشق بازی کرد می شود عهد دوباره ای با شهدا بست شهدایی که زنده هستن و عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونند.

می خواهم از حال و هوای غروب شلمچه بگویم اما نمی توانم شاید هم لیاقتش را ندارم هر دلی که نمی تواند از شلمچه بگوید اما می خواهم از قطعه ای از بهشت صحبت کنم که گاهگاهی در دنیای امروزی به فراموشی سپردمش می خواهم از بهشت شلمچه بگویم که قتلگاه مردان عاشقی شد که حسین (ع)و
کربلای حسین رو درک کردند و به اوج معنویت یعنی شهادت رسیدند.

آری شلمچه و یادمانهای جنگ افسانه نیست که بشود آن را سرود شلمچه دنیای معنویتی است که می تواند آدمی را از فرش به عرش برساند.

آری شلمچه ،‌شلمچه نیست براستی که کربلای ایران کلمه ای است در وصف شلمچه ، شلمچه ای که مردانی از جنس ماها آسمانی شدند تا ما بتوانیم حسین (ع) رو بهتر درک کنیم و عاشقانه تر زندگی کنیم،

آری در بازار شلمچه می شود خود را ساخت به شرطی که بخواهیم،

http://s5.picofile.com/file/8115717026/Talaeyaeh_2.jpghttp://s5.picofile.com/file/8115716650/shalamche21.jpg

و اما طلائیه ؛

می گویند طلای منحصر به فردی دارد طلایی از جنس ناب شهادت ، نمی دانم خدا توفیق می دهد زیارت کنم خاک مقدس طلائیه را ؟؟؟؟
خاکی که با گوشت و خون همّت ها آغشته شده ، آری با گوشت و خون شهدا ،

اینجا واجب است با وضو وارد شد ، پاها رو برهنه ، و آرام آرام حرکت کرد ،
آری طلائیه که روزی سرافراز و سربلند بود امروز فرش زیر پای ما شده ، آیا قدر این فرش را می دانم؟؟؟؟

اما حرف آخرم با طلائیه :
ای کاش در این آرامش عجیب و در این سکوت با من سخن می گفتی تا من بیشتر از این ، احساس پوچ بودن نکنم که قدرت شنیدن قصه های پر دردت را ندارم،

امسال هم که این بازار بی پایان از معنویت و معرفت با ایام عزاداری مادرمون حضرت زهرا (س) یکی شده و باید آه حسرت سر بکشیم و همراه با این آه حسرت فوج فوج اشک بریزیم و ندا سر دهیم

شهدا شرمنده ام 

پ ن1 : ایشالا این هفته راهی مناطق عملیاتی هستم اگه توفیق شد همه رو دعا می کنم.
پ ن2 : بعضی از دوستان هم دارن میرن اردوهای جهادی دعا براشون فراموش نشه.
پ ن3 : (شاید بی ربط) امیدوارم ایشالا دولت تدبیر و امید بیانات رهبر عزیزمون امام خامنه ای رو سرلوحه کارهایشان قرار دهند.





http://www.salehon.ir/wp-content/uploads/2014/10/5467.gif مرتبط با: دلنوشته ,
http://www.salehon.ir/wp-content/uploads/2014/10/5467.gif برچسب‌ها: راهیان نور , بهشت شلمچه , دلنوشته , ایام راهیان نور , طلائیه , کوثر گرافیک ,
سه شنبه 26 آذر 1392 ساعت 02:22 ب.ظ | | نوشته ‌شده توسط : کوثر گرافیک | ( نظرات )
بسم رب الحسین
امشب  هوای کربلا دارد دل من  حال و هوای آشنا دارد دل من
شش گوشه ات را تا نبینم بی قرارم  اصلا مگر بی تو صفا دارد دل من؟..

حرف دل................
این روزها دل دوباره بهانه کربلای حسین را می گیرد انگار نه انگار که کربلا رفتن هم سعادتی می خواهد و یک دل حسینی......
انگار نه انگار که کربلا رفتن هم عشق می خواهد ، عشق به خدا ، عشق به خوبی ها ، عشق به امام و عشق به ........

وقتی دل هوای کربلا می کند آدمی مست مست می شود مست شش گوشه ارباب (که جان عالمی به فدایش)
نمی دانم از کجا بگویم از کربلای نرفته ، از دیده حرم ندیده ، از ...

آخ قربون شبای دهه اول محرم که تا اسم کربلا میومد بغض ها می گیرفت و زبان ها لال...
این روزا که صدا و سیمای ما داره کاروان هایی رو که با پای دل به سوی حرم عشق کشیده میشن رو نشون میده نمیدونم باید چه بگم و چکار؟؟؟؟

به قول کربلایی عزیز آقا مرتضی :

عرفه در کربلا مردی را پیدا کردم از دیار مشهد. آقای امینی. با افتخار میگفت " تا بحال هیچ جایی نرفتم مسافرت الا کربلا". و من با تعجب پرسیدم حتی شمال هم نرفتی و جواب شنیدم "نه". پرسیدم چند مرتبه آمده اید؟ گفت"97 بار".

آری، هر کس به قدر معرفتش بهره میبرد...

من از تو اشک میخواهم. چون به خوبی پی برده ام به رابطۀ مستقیم اشک با دل و دل با عمل.

اشکهای ما از جنس محبت است. محبتی دو طرفه. به ما اجازۀ اشک ریختن میدهد زهرا(س) و این یعنی محبتی که به ما دارند. لطفی که از ازل بوده و تا ابد هست انشالله...

دلم برای کرب و بلا عجیب تنگ شده است. از باب تل زینبیه وارد حرم شوم. در همان سراشیبی ورودی بنشینم و ...

ای کاش شود در این شبها متحول شویم. به یقین کیمیائیست اشکهای محبت. این اکسیر همان جادویی است که من نوعی را میتواند به راحتی محرمی کند، اگر بخواهم.

وقتی آقای من، حسین(علیه السلام) به من اجازه ورود داده به این زینبیه ها پس حتماً ویزای شهادت را هم امضا میکند دیگر.

پسر دوم شیر خدا چگونه باید بگوید عزادار من، دوستت دارم؟ آنقدر مرا دوست دارد که تا میتوانسته برایم اعتبار جمع کرده. اینقدر معتبرم کرده که داره کم کم باورم میشه که کسی هستم.

سلام بر محرم و قافله اش. سلام بر کربلا و نوح کربلا، سلام بر اربعین و عمۀ سادات...


http://alizadehv.persiangig.com/image/bener2_big.jpg0.jpg

پ ن1 , آقا جان امسال اربعین تو تقریبا با یوم الله 9 دی گره خورده و آقاجان خداروشکر که شیعه تو هستیم که در یک همچین روزی این سیل به خروش اومد و آتش فتنه خاموش شد،

آقا جان میخوام بگم من شرمندم از فتنه 88 ، از فتنه ای که کار ما بجایی میرسه که باید خیمه های تو رو به آتش بکشیم ,

اما ، حسین جان می خوام یچیزی بگم که ما اون قضایا رو فراموش نکردیم و همچنان پشت سر اماممون خامنه ای (مد ظله) هستیم ،

پ ن2 , و یک تذکر به رئیس محترم دولت تدبیر و امید:

آفرین به پرزیدنت اوباما که تو دشمنیش با ما یرو و صادقه؛ و میخواد تمام پیچ و مهره های انرژِی هسته ای ما رو باز کنه اما ما...،

و ای کاش می فهمیدیم که هدف هسته ای نیست ای کاش...،

در ضمن سازمان تحریم هم ترک ورنداشت!!!

و چه خوش گفت سید علی عزیز : ما به مذاکرات خوش بین نیستیم،

دعا: این روزا خیلیا دارن میرن کربلا اول برا سلامتیشون دعا کنیم و دعا برا امام زمان (عج)،

اللهم عجل لولیک الفرج





http://www.salehon.ir/wp-content/uploads/2014/10/5467.gif مرتبط با: دلنوشته ,
http://www.salehon.ir/wp-content/uploads/2014/10/5467.gif برچسب‌ها: دلنوشته , امام حسین , کربلا , اربعین , تلنگر , وبلاگ شخصی وحید علی زاده , رهبری ,
یکشنبه 16 تیر 1392 ساعت 02:29 ب.ظ | | نوشته ‌شده توسط : کوثر گرافیک | ( نظرات )
http://s2.picofile.com/file/7834884301/62154.jpg
سلام
الان که دارم این متن برا شما مینویسم خیلی دلم گرفته
خیلی دلم گرفته چون پارسال همین موقع ها تو یه مهمونی بی نظیر خیلی قولا به امام زمانم (عج) دادم اما....
خیلی دلم گرفته چون قرار بود سرباز خوبی برا امام زمان باشم اما....
خیلی دلم گرفته چون قرار بود گناه نکنم اما....
خیل دلم گرفته چون قرار بود نمازامو با امام زمان بخونم اما....
خیلی دلم گرفته چون قرار بود

اما به این دلخوشم که امسال انشاالله قراره دوباره به این مهمونی دعوت بشم
اما به این دلخوشم که امسال بتونم شبای قدر درک کنم
اما به این دلخوشم که امسال یکم خودسازی کنم
و آقا جان به این دلخوشم که امسال بتونم خیلی از خصلتای بدی که دارم از خودم دور کنم
الان شرمندم امام زمان و خداخدا میکنم یه بار دیگه ماه رمضون درک کنم............انشاالله

خدایا ممنونتم 

http://s4.picofile.com/file/7743742468/babol101.gif



http://www.salehon.ir/wp-content/uploads/2014/10/5467.gif مرتبط با: دلنوشته ,
یکشنبه 20 اسفند 1391 ساعت 11:00 ق.ظ | | نوشته ‌شده توسط : کوثر گرافیک | ( نظرات )


سلام
این روزا خیلی دلم گرفته،چون هرجامیرم حرف از عشق است،حرف از عشقی که تمومی نداره
ما که سعادت اینه نداریم به کربلای حسین(ع) بریم ولی شاید بتونیم توفیق زیارت کربلای ایران از خدا بگیریم

شلمچه
طلائیه
فکه
چزابه
هویزه
اروندکنار و...

یاد غروب شلمچه بخیر
ای کاش خدا نصیب هممون کنه ای کاش...



http://www.salehon.ir/wp-content/uploads/2014/10/5467.gif مرتبط با: دلنوشته ,
آخرین عناوین مطالب